تبلیغات آنلاین

علمی جدید در تبلیغات انلاین

امروزه نوع جدیدی از تبلیغات آنلاین، که بنابر رد و بدل شدن ایمیل های تبلیغاتی صورت می گیرد، عنصر ارزش مندی در بازاریابی دیجیتالی شناخته می شود. این روش جدید زمینه ای گسترده برای به تعامل گذاشتن اطلاعات محصول با سایر اعضای خانواده و دوستان را مهیا می کند.

درج آگهی شهری و تبلیغ آنلاین در سایت تبلیغات ای پیشرو ePishro.ir امکان پذیر است

ارایه درگاه پرداخت بانکی برای سایتهای آگهی ، تبلیغ ، نیازمندی ، مشاغل ، استخدامی ، اخبار ، شخصی ، تجاری ، سازمانی ، شرکتی در epbank.ir

در دنیای امروز تکنیک های زیادی از تکنولوژی های جدید استخراج شده اند که به تبلیغ دهندگان امکان دستیابی به اطلاعات مورد نظر برای بهبود فعالیت هایشان را می دهد. برای مثال در تحقیقی که اخیرا انجام شد، از دو تکنیک مختلف برای بررسی حالت های مختلف بیننده هنگام تماشای یک ویدئوی تبلیغاتی استفاده شد که یکی از این دو تکنیک، استفاده از یک دستگاه ردیاب مادون قرمز بود که امکان دنبال کردن حرکات چشم را می داد که از نتایج آن اطلاعات سودمندی درباره نکات قابل توجه بیننده طی زمان پخش ویدئو به دست می آمد و تکنیک دوم به کاربردن سیستمی بود که توانایی آنالیز تغییرات چهره فرد تماشاگر را، برای دستیابی به حالات و احساسات درونی، وی داشت. بهره گیری از این تکنیک ها نقش بسزایی در توسعه روش های تبلیغاتی داشت، زیر کمک می کرد تا عناصری مورد بررسی قرار گیرند که منجر به بی میلی مخاطب نسبت به ادامه تماشای تبلیغ می شوند، یا برعکس بیننده را تشویق به ارتباط بیشتر با تبلیغ می کند. این تکنیک ها همچنین مشخص می کرد که کدام تبلیغ جذابیت آن را دارد که بیشتر بین افراد دیگر پخش شود یا چه گروه هایی از بینندگان این تبلیغ را برای دیگران ارسال می کنند. اما هدف اصلی بهره گیری از این تکنیک ها بررسی 5 مشکل عمده تبلیغ کنندگان این بخش بود. نتایج سودمندی از بررسی این مشکلات به دست آمد که به شرح انها می پردازیم :

مشکل اول : بینندگان کمتر برای محصولات معروف تر وقتی که بینندگان تبلیغات ویدئویی را تماشا می کنند به موارد محدودی از جمله دهان و چشم های بازیگران و نام و لوگو محصول توجه می کنند که البته این امر به ان اندازه که به نظر می رسد مثبت نیست، چرا که تحقیقات نشان داده است به همین دلیل، هرچه محصول معروف تر و شناخته تر شده باشد تمایل کمتری برای تماشای تبلیغ وجود دارد، حتی اگر مخاطب این محصول را دوست داشته باشد. علتی که برای این رفتار پیش بینی شده این است که در این افراد به طور ناخودآگاه گریزی برای متقاعد نشدن به وجود می آید که منجر به مقاومت انها در مقابل محصول معرفی شده می شود.

مشکل دوم : بینندگان به سرعت از تماشای تبلیغ خسته می شوند.

پس از ضبط حالات چهره بینندگان و آنالیز لحظه به لحظه این فیلم ها برای تبلیغات مختلف، مشاهده شد که از بین حالت های مختلف مثل خنده، اخم و … که ارتباط مستقیمی با حالات درونی شخص مثل خوشحالی، ناراحتی و … دارد، تنها عواملی که موجب تمایل بیننده به ادامه تماشای تبلیغ می گردد، میزان فرح بخشی و جذابیت تبلیغ و غافل گیر کننده بودن تبلیغ است که برای جذب بیشتر مخاطبین لازم است حداقل یکی از عوامل ذکر شده وجود داشته باشد.

در سیستم های قدیمی و سنتی، تبلیغات براساس یک داستان ساخته می شد که در نقطه اوج داستان یا پایان آن اتفاقی غافلگیرانه نظر بیننده را به خود جلب می کرد که البته این ساختار تبلیغات تا دهه های پیش نیز در تبلیغات تلویزیونی مورد توجه بود اما برای جلب بینندگان انلاین نیاز است که در ثانیه های ابتدایی اتفاقی مهیج بیفتد که بیننده را تسخیر کند، علت این است که در ابتدای تبلیغ حس خوشحالی و شگفتی به بیننده منتقل می شود که در نتیجه انگیزه ای برای ادامه تماشا به وجود می آید.

مشکل سوم : بیننده برای مدتی به تمشاای تبلیغ می پردازد، اما پس از مدت زمانی کوتاه منصرف می شود.

با وجود اینکه تعداد بی شماری از تبلیغات در جلب توجه مخاطبین خود در ثانیه های ابتدایی موفق هستند، نمیتوانند آنان را به ادامه تماشای تبلیغ دعوت کنند، چرا که بخش هیجان انگیز در مقطعی تقریبا یکنواخت اتفاق می افتد.

بنابر تحقیقات انجام شده بر این موضوع، تبلیغاتی که در بیننده حسی پایا ایجاد می کنند در به تعامل واداشتن بیننده ضعیف هستند و او را جذب نمی کنند و اما راه حل این مشکل ساختن فضایی است که احساسات بیننده را دچار هیجانات آنی کند.

تحقیقات روانشناسی نشان می دهد که بینندگان بیشتر تمایل به دیدن تبلیغاتی دارند که طی ان تغییرات شدید احساسی را تجربه کنند، چرا که این تجربه برای آنها شبیه به تجربه ورود به خانه ای گرم در یک روز سرد زمستانی است که به آنها احساس لذتی زودگذر می دهد. بنابراین وظیفه اصلی طراحان تبلیغات ویدئویی، القای حس حیرت و شادی زودگذر در جوی هیجانی و غیریکنواخت است که سبب تحریک بیننده برای پیگیری و ادامه تماشای ویدئو می شود.

مشکل چهارم : با اینکه بیننده تبلیغی را دوست دارد اما ان را برای دیگران ارسال نخواهد کرد.

مشغول نگه داشتن بینندگانی که همیشه محدودیت زمانی دارند برای تماشای یک تبلیغ یک دقیقه ای کار فوق العاده مهمی است، اما لزوما تماشای این تبلیغ، سبب ترغیب انها برای ارسال به سایرین و جهانی شدن تبلیغ مورد نظر نمی شود. تحقیقاتی که اخیرا در این مورد صورت گرفته نیز نشان می دهد که اگر چه افراد خودشان از تماشای تبلیغ لذت می برند اما بیشتر اوقات این لذت را با سایرین به اشتراک نمی گذارند و دوست دارند که برای مرتبه های بعدی نیز تبلیغ را خودشان به تنهایی تماشا کنندف به خصوص که اگر طی تماشای تبلیغ، بیننده از دیدن برخی از صحنه ها شوکه شود، آنگاه دیگر هیچ تمایلی برای دعوت دیگران به تماشای تبلیغ و تکرار این حس ندارد. راه حل منطقی برای این مشکل، ایجاد کردن حیرتی است که منجر به شوکه شدن بیننده در طول تبلیغ علی الخصوص در ثانیه های ابتدایی نشود.

مشکل پنجم : با بکارگیری تکنیک های ذکر شده نیز، بینندگان هنوز هم تبلیغات را به اشتراک نمی گذارند. حتی موقعی که یک تبلیغ تمام خصوصیات لازم برای جلب توجه بیننده و ارسال به دیگران را داشته باشد، فقط زیرمجموعه ای خاص از بینندگان آن تبلیغ را به اشتراک می گذارند، پس میتوان نتیجه گرفت که این تمایل بینندگان برای ارسال تبلیغ بیشتر از اینکه به ویژگیهای تبلیغ وابسته باشد به خصوصیات فردی و روحیات فردی وابسته است، اما برای حل این مشکل باید بینندگانی را معیار قرار داد که تمایل به اشتراک گذاشتن دارند نه آنان که در صورت تماشای بهترین تبلیغ ها نیز، آن را پخش نخواهند کرد.

طبق این امار به طور کلی دو دسته مختلف از افراد هستند که باید مورد توجه قرار گیرند، دسته اول افراد برونگرا و دسته دوم افراد خودمحور، اما نکته حائز اهمیت اینجا است که چرا افراد خودمحور و خودشیفته تمایل به ارسال تبلیغات دارند، در حالی که ارسال تبلیغ را میتوان کمک به دیگران تلقی کرد، کاری که غالبا این افراد از آن پرهیز می کنند. دلیل قابل قبولی برای این رفتار از طرف این دسته در درجه اول، لذت بردن دوستان و آشنایان از تماشای تبلیغ نیست، بلکه آنها دوست دارند که با این کار موقعیت اجتماعی خودشان را بهبود بخشند و محبوب تر شوند و از ان برای نمایش سلیقه خود و ارتباط با دیگران استفاده کنند.

هدف قرار دادن بیننده ها بر مبنای نوع شخصیتشان مشکل است ولی این مساله با پیدایش رسانه های جمعی ستعد تغییر است. برای مثال، شرکت ها هم اکنون تبلیغات خود را روی صفحات کاربرانی در فیس بوک قرار داده اند که اغلب لینک ها را ارسال می کنند همچنین این شرکت ها در تلاشند تا به سایر رسانه های جمعی اینترنتی که کاربران مخصوص خود را دارند دسترسی پیدا کنند. توانایی یافتن این گونه به اشتراک گذارندگان به اندازه یافتن گروه خاصی از جمعیت در روش های سنتی حائز اهمیت خواهد بود.

همانطور که بیننده ها کنترل بیشتری روی تبلیغاتی که می بینند به دست می اورندف تبلیغ کنندگان مجبور هستند تا بیشتر مشتری محور شوند. آنها باید در مورد ارزشی که یک ویدئو به بیننده ارائه می کند تعمق بیشتری کنند که نتیجه این کار، تبلیغاتی کارآمدتر و لذت بخش تر خواهد بود.