پرداخت الکترونیک

پرداخت الکترونیک در طوفان تحولات

صنعت پرداخت الکترونیک همانند بسیاری از صنایع وابسته به عصر فناوری ارتباطات از فراز و نشیب و تحولات متعددی حکایت دارد.اصولا صنایع وابسته به فناوریهای نوین از چنین خصلتی برخوردارند. شتاب ناباورانه و گاه جزر و مدهای با فرکانس کوتاه و بلند، پدیدههای عصر حاضر را «ناآرام» ساخته است. به همین منظور تنها دیده بانی مستمر، نگاه بلند و چشمان تیزبین قادر به همراهی با تحولات روزگار ماست.

ارایه درگاه پرداخت الکترونیک epbank.ir برای جامعه فضای مجازی و اینترنتی  وب ایرانی

درگاه پرداخت epbank.ir با تاسیس و راه اندازی شبکه درج آگهی و تبلیغات ePishro.ir گامی مهم و اساسی در رفع نیازمندیهای درج آگهی پذیرندگان برداشته است که این مهم میتواند باعث رونق اقتصادی کسب و کارهای اینترنتی شود.

کوچکترین غفلت و کمترین سهل انگاری منجر به غرق شدن در میانه امواج دریای طوفانی هزاره سوم می شود و برای رهایی از چنین وضعیتی بهره گیری از فرایند هماندیشی و همگرایی و در یک کلام «خردجمعی» رفتاری نجات بخش و خردمندانه است.

با آنکه صنعت پرداخت الکترونیک در کشور ما همانند بسیاری از صنایع دیگر با فاصله چندین ساله از کشورهای پیشرو شکل گرفت و قدمهایی نیز در دهه 1370 برداشته است، اما در اوایل دهه 80 زیرساختها و سرویسهای آن توسعه پیدا کرد وبه دلایلی که همه فعالان این صنعت آگاهند، در نیمه دوم دهه هشتاد و در یک رقابت سنگین و نفسگیر فراگیر شد و به دلیل غفلت نهاد ناظر و عدم پایش مستمر این حوزه، در سالهای اخیر به مرز آشفتگی رسید.

گسترش و در عین حال آشفتگی این صنعت، همگان را به این فکر واداشت تا چاره ای بیندیشند و مطابق با تجربیات دنیای امروز و اقتضائات ملی این سرزمین، آن را به سامان کنند. بانک مرکزی به عنوان نهاد ناظر و مسئول، طرحها و ایده های مختلفی را در دستور کار قرار داد. فعالان این صنعت (PSPها) نیز علیرغم رقابت در عرصه بازار، چاره ای ندیدند جز اینکه با هم اندیشی و همگرایی، مرهمی بر زخمها و آشفتگیها بگذارند. به همین منظور و برای همفکری، مرکز فابا را به عنوان محل گردهمایی انتخاب کردند. دلایل آنها هم از این انتخاب روشن بود: اولا مرکز فابا به فرایند خردجمعی باور داشت، ثانیاً فابا به عنوان عضوی از شورای راهبری بانکداری الکترونیک، منتقل کننده دغدغه های آنان بود، ثالثاً فابا در کم و کیف این صنعت ذینفع نبود و سودوزیان خود را از چگونگی حل آشفتگی بازار جستجو نمیکرد و در کشاکش ذینفعان ( بانک مرکزی، بانکها، PSP هاو …) بی طرف بود و صرفاً به منافع ملی و مصالح عمومی میاندیشید . رابعاً برای برون رفت از آشفتگی حتماً میبایستی فرایند فرهنگ سازی و آگاهی بخشی را پی میگرفت.

این انتخاب و برخورد فرهنگی و گرم مرکز فابا منجر به تشکیل «مرکز همکاریهای مشترک PSPها »شد و دبیرخانه آن در فابا مستقر و بیش از بیست ماه بدون وقفه، جلسات با میزبانی صاحبان این صنعت برگزار شد و از طریق مجله بانکداری الکترونیک و سایر مجاری اطلاع رسانی به سمع و نظر همگان رسید. در اثناء این فعالیت جمعی، بانک مرکزی نیز به ایده و طرح «شاپرک »رسید.

چارچوب طرح در نشستهای مشترک به بحث و بررسی گذاشته میشد، نقاط قوت و ضعف آن طرح میشد و تردیدی نیست که مدیران و کارشناسان بانک مرکزی نیز، از این مباحث بهره ها گرفتند و قواعد عقلی و تجربه بشری نیز بر چنین فرایندی صحه میگذارد و مگر میشود کاری اصولی کرد بدون اینکه نظرات ذینفعان را اخذ نکرد؟ آنچه مهم است اخذ نظرات و ایجاد تعادل میان همه ذینفعان است تا به قول معروف نه سیخ بسوزد نه کباب!

البته داستان نحوه برخورد تهدیدآمیز با چنین تشکلی پس از شکل گیری «شاپرک» قصه عجیبی است و « گفتگو آیین درویشی نبود، ورنه در این خصوص، ماجراها داشتیم». گرچه تهدید و منع PSPها از برگزاری چنین جلساتی پس از شکل گیری «شاپرک» بار سنگینی را از دوش فابا برداشت، اما آگاهان میدانند تنها مدیرانی فعالیت نهادهای صنفی و مدنی را برمیتابند که با قواعد مدیریتی عصر حاضر آشنایند و میدانند برای تصمیمگیری چارهای جز طی کردن فرایند «تصمیم سازی» نیست و چنین نهادهایی بازوان فکری آنان میتوانند باشند، نه رقیباند، نه مزاحم. بلکه آنان را با ابعاد و اضلاع کارشان بیشتر آشنا میکنند. مگر این که به این باور رسیده باشند که همه چیز را میدانند. ولی واقعیت جهان هستی میگوید همه چیز نزد همگان است و یک فرد یا گروه اگر بسیار هم بداند اما همه چیز را نمیداند. بیتردید اگر این تشکل به راه خود ادامه میداد، میتوانست در کاهش تنشها و بحرانهای پس از شکلگیری «شاپرک» مؤثر باشد. خلاصه اینکه شکل گیری «شاپرک» از بطن یک نیاز واقعی شکل گرفت. به هم ریختگی بازار پرداخت الکترونیک، رقابتهای ناسالم، نبود سازوکارهای نظارتی- حاکمیتی و … ضرورت شاپرک را الزامی ساخته بود. مرکز فابا و مرکز PSPها، رابطه PSP با پذیرندگان و …

به نظر میرسد در این خصوص نیز کار لازم صورت نگرفته است، گرچه میتوان با تسامح پذیرفت که به مرور زمان اینگونه نقائص امکان ساماندهی دارد و چه بسا در دستور کار بانک مرکزی و بازوی اجرایی خود ( شاپرک) میباشد.

اما بیتردید تا زمانی که چنین مسائلی مرتفع نشود، آشفتگی صنعت پرداخت، سامان نمییابد و چه بسا از دل آن برخی رنجهای دیگر نیز حادث شود . همکاران محترم بانک مرکزی حتماً به خاطر دارند که در جلسات تخصصی و نشستهای مطبوعاتی در آستانه تأسیس شاپرک، از پایان قرارداد فیمابین بانکها و شرکتهای PSP سخن میگفتند. اکنون نه تنها این مهم انجام نشده است بلکه بانکها برای متنفع شدن، به سمت سهام داری PSPها گرایش پیدا کرده اند. تردید نکنیم که همین موضوع میتواند بسیاری از قواعد بازار را برهم زند و آشفتگیهای جدیدی را به وجود آورد. در کنار این مسائل باید گفت «عیب می جمله بگفتی، هنرش نیز بگوی» بیتردید اراده محکم برای ساماندهی صنعت پرداخت الکترونیک، اقدامات شبانه روزی در این راه، به نظم کشیدن شرکتهای PSP، نظارت و کنترل، دستورالعملهای فنی و امنیتی و … از جمله اقدامات ارزشمندی است که جای تقدیر فروان دارد.

امید است همکاران بانک مرکزی و شرکت شاپرک نقدها و ایرادات را به عنوان نعمت و هدیه الهی بنگرند، برای رفع آن چاره اندیشی کنند وچنانچه نقدها را وارد نمیدانند، با توضیحات خود جامعه را قانع سازند و در عین حال همه چیز، منوط به وضعیت فعلی بازار پرداخت الکترونیک نشود و روندهای مؤثر آینده مدنظر قرار گیرد.

به نظرمیرسد تحولات بسیاری آینده این صنعت را نشانه رفته است و از این رو لازم است بانک مرکزی، بانکها و PSPها نسبت به آن وقوف یابند و برای ساماندهی آن اندیشه کنند و شیب سرمایه گذاریها و فعالیتها را به سمت آینده و روند مؤثر آن سوق دهند . اتفاقات این عرصه حکایت از آن دارد که پرداختهای بی سیمی جایگزین پرداختهای سیمی میشود و  پرداخت همراه و m-posها به زودی به پدیدهای فراگیر تبدیل خواهد شد . آمارها و گرایشها نیز چنین روندی را تأیید میکند . برای تحولات آینده نیز بیندیشیم و خود را آماده کنیم تا در طوفان آن گرفتار نشویم.